|
|
|
||||
|
|
|
|
|||
|
اسـماعـیـل خـویـی |
|||||
|
|
آسم
چه سر خوشانه نفس می کشیدم، آه، چه غافلانه هوابازی می کردم در دم کشیدن و در بازدم کشیدن هایم!
باری، اکنون، نفس کشیدن هم کاری شده ست: و مثل ساده ترین های هردمهی دیگر این نیز دشواری شده ست. خدای من! به روزمرّهی بیگاری هایم نفس کشیدن هم بیگاری شده ست.
کجای کار بودم بااین " نَفَسْ گشای*"؟ ها! هفت، هشت، نه، ده؛ و ده، و نه، و هشت، و هفت ، و شش، و پنج، و چار، و سه، و دو، و یک . . . و شُکر ـ سعدی جان!ـ که بازهم هستم، هنوز هم هستم؛ و می توانم نَفَسْ شمار ِ خودم باشم دیگر بار: اگر چه به هیچ روی از هیچ گون " مفرح ذاتی" در دم یا باز دم نیست که بازهم مستم.
سی ام ژوئن ۲۰۰۵ بیدرکجای مالمو -------------------------------------------------------------------------------------------- * :inhaler: ابزار کوچکی است که داروی نفس گشای را از راه دهان به درون سینه فوت می کند. با هر کاربرد آن ، باید نفس را در سینه نگاه داری و تا ده بشماری: با یک ثانیه فاصله در میان هر دو شماره ی پیاپی. |
|
|||
|
|
|||||
|
|
|||||
|
|
|||||