Esmail Khoi / اسماعیل خویی

پیشنهاد به یک دوست

 

 

 

اسماعیل خویی

 

 

این زمان این منم

 

 

این زمان، این منم:

یک به روی کسی نیاوردن

به جهانی در اوج هشیاری

کز شبانان آن بگیر

تا به گرگان آن و تا رمگان،

همگان،

به تفاهم

دروغ می گویند.

 

یک روا داشتن

که جهان جای ناسپاسانی هم باشد

که به جزسود خود نمی جویند.

 

آدمی، در گذار عمر، انگار

رام و آرام می شود ناچار.

 

یک دو رو یافتن ز یک سکه

بد و نیک.

 

پیری، آری، دارد

به خدا می‌کند مرا نزدیک.

 

یک فرا رفتن از

در همه کار چون چرا کردن.

یک دلآسوده وار

دست شستن ز ماجرا کردن.

 

یک پذیرفتن

که جهان، این‌چنین که هست نیز، ای، بد نیست:

همه چیزش اگر چه الگو بردار

از خرد نیست.

 

من چنینم،

دگر شما دانید!

 

۲۶ ژانویه ۲۰۰۶- بیدر کجای آتلانتا