|
|
|
||||
|
|
|
||||
|
اسماعیل خویی |
|||||
|
|
این زمان این منم
این زمان، این منم: یک به روی کسی نیاوردن به جهانی در اوج هشیاری کز شبانان آن بگیر تا به گرگان آن و تا رمگان، همگان، به تفاهم دروغ می گویند.
یک روا داشتن که جهان جای ناسپاسانی هم باشد که به جزسود خود نمی جویند.
آدمی، در گذار عمر، انگار رام و آرام می شود ناچار.
یک دو رو یافتن ز یک سکه بد و نیک.
پیری، آری، دارد به خدا میکند مرا نزدیک.
یک فرا رفتن از در همه کار چون چرا کردن. یک دلآسوده وار دست شستن ز ماجرا کردن.
یک پذیرفتن که جهان، اینچنین که هست نیز، ای، بد نیست: همه چیزش اگر چه الگو بردار از خرد نیست.
من چنینم، دگر شما دانید! ۲۶ ژانویه ۲۰۰۶- بیدر کجای آتلانتا |
||||
|
|
|||||